الملا فتح الله الكاشاني
153
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
است مطلقا نزد بعضى و همه حرم نزد جمعى ديگر و اصحاب ما بر آنند كه اگر هدى براى حج است محل آن منى است و اگر براى عمرهء مفردة خروره چنان كه گذشت و اگر شعاير مناسك حج است پس مراد به محل محل حج و عمره است كه آن طواف بيت عتيقست و منتهاى آن چه تحلل واقع شود بطواف و طواف مختص بيت است و اگر مراد بشعاير همهء دينست پس محتمل آنست كه معنى اين باشد كه محل آن عباداتيست كه مختص است باحرام بيت عتيق و آن حج و عمره است در قصد به آن و صلواة است در توجه به آن و يا معنى آن كه جارى گردانيد عبادت را بر وفق مراد رب بيت عتيق و اين بعيد است جدا و در انوار گفته كه ثم براى تراخى است در وقت و ميتواند بود كه مراد تراخى در رتبه باشد يعنى مر شما راست در انعام منافع دنيويه تا وقت نحر و بعد از آن منافع دينيه كه اعظم از آنست * ( وَلِكُلِّ أُمَّةٍ ) * و مر هر گروهى را كه از اهل اديان كه وقت نحر و بعد از آن منافع دينيه كه اعظم از آنست * ( وَلِكُلِّ أُمَّةٍ ) * و مر هر گروهى را كه از اهل اديان كه پيش از شما بودند * ( جَعَلْنا مَنْسَكاً ) * گردانيديم محل عبادتى كه ذبح كنند در آن از براى تقرب بما يا قربانى را كه حلال بود مر ايشان را ذبح آن كردن و متقرب شدن به آن بما و بنا بر اين منسك ماخوذ است از نسيكه كه بمعنى ذبيحه است و يا معبدى را كه قصد كنند به آن و عبادت ما را بجا آورند در آن يا شريعتى كه به آن متعبد شوند * ( لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّه ) * تا ياد كنند نام خدا را * ( عَلى ما رَزَقَهُمْ ) * بر ذبح آنچه روزى داد مر ايشان را * ( مِنْ بَهِيمَةِ الأَنْعامِ ) * از بهيمهء چهارپايان يعنى هر امتى را مقرر كرده بوديم كه قربانى كنند بنام ما يا هر كس را كه متدين گردانيده بوديم بنوع طاعتى و عبادتى تا ياد كنند و حمد و شكر ما بجا آرند بر آنچه روزى ايشان كرده بوديم از چهارپايان و بنا بر معنى اول كه اوضع و اشهر است تعليل وضع منسك به ذكر تنبيه است بر آن كه مقصود از مناسك حج ذكر معبود است و در آيه دلالتست بر آنكه واجبست كه قربان از نوع نعم باشد نه غير آن و آنكه ذبايح مختص به اين امت نبوده و تسميه در ذبح در جميع اديان واجب بوده * ( فَإِلهُكُمْ ) * پس خداى شما اى آدميان * ( إِله واحِدٌ ) * يك خدايست * ( فَلَه أَسْلِمُوا ) * پس مر او را گردن نهيد و تقرب به او جوييد و يا ذكر را خالص سازيد بوى و قربان را بشرك مخلوط ميسازيد * ( وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ ) * و بشارت ده اى محمد ( ص ) بانجاح و عيش مرغوب در دنيا و عقبى فروتنان و متواضعان را كه بذكر خدا آرميده و مطمئنند و آن ماخوذ است از خبت بمعنى اطمينان و يا مژده ده مخلصان را چه اجتناب از صفة ايشانست و گويند مخبتين كسانىاند كه ظلم نكنند و اگر بر ايشان ظلم كنند انتقام نكشند و مطمئن باشند تا روز رستخيز پس در صفات حميدهء ايشان ميفرمايد كه * ( الَّذِينَ ) * آنان كه * ( إِذا ذُكِرَ اللَّه ) * چون ياد كرده شود خداى